تبلیغات
وبلاگ شهید مهدیقلی ناصری
تحقیق درباره ی شیطان پرستی

مقدمه

 

شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله می‌دهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضد هم یعنی خدای خیر و شر می‌دانند.

 شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می كند كه هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریك می‌گویند. شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می كند كه در این جهان یافت نمی شود. خود كشی توجیهی اینگونه دارد ، " اگر بپرسی چرا خودت را می كشی ؟"  پاسخ می‌دهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید.

1) آشنایی با شیطان پرستی

 

سال های پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبه های متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف كرد .

پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب كلیسای كاتولیك از گردن انسان غربی ، چند كنش عمده فكری و فلسفی شكل گرفت كه از جمله آنها ، رویكرد های متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمینه های شكل گیری بسیاری از جریان های فلسفی را فراهم آورد .


مقدمه

 

شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله می‌دهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضد هم یعنی خدای خیر و شر می‌دانند.

 شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می كند كه هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریك می‌گویند. شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می كند كه در این جهان یافت نمی شود. خود كشی توجیهی اینگونه دارد ، " اگر بپرسی چرا خودت را می كشی ؟"  پاسخ می‌دهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید.

1) آشنایی با شیطان پرستی

 

سال های پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبه های متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف كرد .

پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب كلیسای كاتولیك از گردن انسان غربی ، چند كنش عمده فكری و فلسفی شكل گرفت كه از جمله آنها ، رویكرد های متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمینه های شكل گیری بسیاری از جریان های فلسفی را فراهم آورد .

قرن ها بعد یعنی در سال های آغازین قرن بیستم برخی از عناصر فاسد الاخلاق با اتكا به گرایشات و نظریات توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژگی هایی همچون گناه گرایی ، قتل ، تجاوزات جنسی ، هدم اصول اخلاقی ، بی توجهی به مسائل توحیدی و ... پایه گذاری كردند .

اگرچه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد وسیعی از افراد جامعه انسانی به این جریان شده ، لكن استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن ، تهی شدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض موجبات گرایش افراد اندكی را به این گروه ها فراهم آورد .

نكته حائز اهمیت آن است كه علی رغم عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه های شیطان پرستی ، آموزه ها و تعالیم گمراه كننده ای توسط آنها و به وسیله ابزارهایی كه از سوی قدرت های بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته ، منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون های فحشا و فساد شناخته می شوند .

سال 1960 را می توان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در آمریكا دانست . یعنی زمانی که یک جریان خاص شیطان پرستی مسیحی بطور رسمی در كشور آمریكا فعالیت خود را به عنوان یك فرقه و مكتب آغاز كرده است .

نكته قابل توجه ، نقش یك مامور شناخته شده سازمان مركزی جاسوسی آمریكا در شكل گیری جریان مذكور می باشد كه طی پژوهش به آن اشاره خواهد شد .

 

شیطان پرستی دینی

اینكه اساساً آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند ، محل سوال جدی است ، اما با توجه به اینكه در اغلب كشورها چنین دسته بندی ارائه شده است ، از عنوان  شیطان پرستی دینی عیناً استفاده می شود .

مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم ، پرستش یك نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می باشد و عمده پیروان آن به خدایان رم باستان ، الهه های شرقی و ... گرایش دارند .

اما ركن اصلی این نوع شیطان پرستی نیز مانند سایر انواع تاكید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است .

شیطان پرستی فلسفی

 

این نوع گرایش عبارت است از اینكه محور و مركز عالم انسان است . این شاخه از شیطان پرستی به پایه گذار این فرقه به نام آنتوان لاوی نسبت داده می شود . این نوع شیطان گرایی نیز مانند دو نوع دیگر یعنی دینی و گوتیك از مبنای اعتقادی یهودیت نشات گرفته است

 نام كامل بنیان گذار این فرقه ، آنتوان شزاندر لاوی (Anton Szandor Lavey) می باشد . وی در یازدهم آوریل سال 1930 میلادی در شیكاگو آمریكا متولد شد و به همراه خانواده اش به سانفرانسیكو رفته و تا زمان مرگش در آنجا ساكن بود.

وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل به عنوان دلقك به یك سیرك پیوست . لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس آمریكا به عنوان عكاس جنایی مشغول به كار شد  كه تاثیر زیادی از کارش گرفت.

آنتوان در سال 1952 با كارول لنسیگ ازدواج کرد اما بنابر دلایلی از جمله عدم التزام به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام  داین هگارتی از همسر اولش جدا شد و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعی را با هگارتی آغاز کرد . لاوی صاحب یك فرزند نامشروع از هگارتی شد که هرگز با وی ازدواج نكرد بود .

وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سال ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون " مایكل آكینو " برقرار کرد.

این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریكا در تاریخ 30 آوریل 1966 در حال كه برای جمعی از اعضای حلقه های سری دایره اسرار آمیز با سری تراشیده سخن می گفت ، مدعی بنیان گذاری كلیسای شیطان شد .

لاوی كتابی را تحت عنوان انجیل شیطان و كتاب دیگری نیز با نام آیین پرستش شیطانی به چاپ رساند . روز مرگ لاوی با نام  هالووین در آمریكا شناخته می شود .

شیطان پرستی گوتیك

 

این نوع شیطان گرایی نیز مانند دو نوعی كه در قبل اشاره شد ،  نوعی از شر پرستی با اشاره به تاریكی است و از كثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید . در موسیقی متالیكا نیز سبكی به نام گوتیك وجود دارد .

كثیف ترین اعمال مانند خوردن نوزادان ، تجاوزات جنسی و ... به این گروه نسبت داده می شود. (گرچه برای تمام گروه های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می آید!) میل و درخواست به برگشت تاریكی در این شاخه بارز است  همانند اعضای گروه آكنكار كه با لباس های تیره به غارها و تاریكی ها برای فریاد كشیدن پناه می برند !

 

صهیونیسم و شیطانیسم

 

در اینجا رابطه میان صهیونیسم و یهودیت و ارتباط آن با شكل گیری و دوام شیطانیسم را بررسی می کنیم . مهمترین عامل ایجاد این نحله فاسد فلسفی بوده است .

متون

از منظر متون یهودی و نقش آنها در شكل گیری شیطان پرستی چند نكته ذیل قابل توجه است .

_ براساس آموزه های یهودی و عبرانی شیطان نه یك موجود بد، بلكه یك فرشته ای خادم برای آزمایش انسان ها است .

_ در مكاشفات نیز به عدد 666 عدد مقدس شیطان پرستان اشاره هایی شده و آن عدد وحش توصیف شده است كه باید شمرده شود .

_ خواه ناخواه، متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد می شود و نگاه خاص یهودیت به شیطان تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است .

 

تصوف یهودی (كابالا)

كابالا یا قبالا یا همان تصوف یهودی ،  آیینی است كه به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد . طبق نظر كارشناسان ملل و نحل،  این فرقه تحت تاثیر عرفان و تصوف اسلامی در اثر هم نشینی مسلمانان آندلس با برخی از یهودیان تشكیل شده است .

كابالا بخش رمز آلود و بسیار سری دین یهودی طی 500 سال اخیر به شمار می آید و عمده تحولات جهان از سوی كابالیست ها دنبال می شود .

كریستف كلمب و همكارانش همگی كابالیست بودند و از فنون جادوگری كابلایی و منجمان آن برای پیدا كردن قاره آمریكا بهره بردند . كابالا عمیقا بر برخی باورهای خرافی همچون جادوگری استوار است و رسماً  آن را مقدس می دارد و این عمده ترین نقطه اشتراك شیطان پرستی در گذشته و حال است .

هم اكنون اصطلاح كابالا ، وصف كننده تمرین آیین و دانش محرمانه یهود است . مهم ترین منابع و كتب كابالیستی كه به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آئین كابالا درآمدند ، شامل مجموعه كتبابهای عبری « بهیر »  _ به معنای كتاب روشنایی _ و « هیچالوت »  _ به معنای كاخ ها _ می شوند كه به قرن اول میلادی بازمی گردند و نهایتاً در قرن 13میلادی كتاب «  زوهار »  نوشت شد كه تفكر و شكل كنونی  آیین كابالا  را تشكیل داد .

دكتر عبدا... شهبازی نویسنده مجموعه كتاب های زرسالاران یهودی و پارسی و متخصص تاریخ ، در پایگاه خود درباره فرقه كابالا مقاله جامعی دارد و دیدگاه های وی با آنچه در دانشنامه ویكی پدیا آمده، متفاوت است . شهبازی در قسمت نخست مقاله خود درباره تعریف كابالا می نویسد :

كابالا نامی است كه بر تصوف یهودی اطلاق می شود و تلفظ اروپایی « كباله » عبری است به معنی قدیمی و كهن . این واژه به شكل «  قباله »  برای ما آشناست .

پیروان آیین كابالا یا كابالیست ها این مكتب را دانش سری و پنهان خاخام های یهودی می خوانند و برای آن پیشینه ای كهن قائل اند . برای نمونه ، مادام بلاواتسكی رهبر فرقه تئوسوفی ، مدعی است كه كابالا (قباله) در اصل كتابی است رمزگونه كه از سوی خداوند به پیامبران ، آدم و نوح و ابراهیم و موسی نازل شد و حاوی دانش پنهان قوم بنی اسرائیل بود . به ادعای بلاواتسكی ، نه تنها پیامبران بلكه تمامی شخصیت های مهم فرهنگی و سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون و ارسطو و اسكندر و ... ، دانش خود را از این كتاب گرفته اند . مادام بلاواتسكی برخی از متفكرین غربی ، چون اسپینوزا و بیكن و نیوتون را از پیروان آئین كابالا می داند .

شهبازی در رد این ادعا می گوید :« این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلكه برای تصوف یهودی ، به عنوان یك مكتب مستقل فكری پیشینه جدی نمی تواند یافت ».

شهبازی دیرینه مكتب كابالا را به اوایل سده سیزدهم میلادی محدود كرده و ماقبل آن را گرته برداری یهودیان از مكتب فیلو اسكندرانی در فرهنگ هلنی و فلسفه یونانی و كپی برداری از آموزه های عرفانی مكتب اسلام می داند .

وی در قسمت دوم مقاله خود می نویسد : « سرآغاز طریقت كابالا به اوایل سده سیزدهم میلادی و به اسحاق كور (1160 ـ 1235 م) می رسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) می زیست و برخی نظرات عرفانی بیان می داشت » .

وی در جایی از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف یهود ، پیش از ظهور كابالا ، می نویسد :

« مشاركت یهودیان در نحله های فكری رازآمیز و عرفانی به فیلواسكندرانی در اوایل سده اول میلادی می رسد » . سپس می افزاید :

« در دوران اسلامی نیز چنین است . نحله های فكری گسترده عرفانی رازآمیز كه در فضای فرهنگ اسلامی پدید آمد، بر یهودیان نیز تاثیر گذاشت و برخی متفكران یهودی آشنا با مباحث عرفانی پدید آمدند كه مهم ترین آنان ابویوسف یعقوب اسحاق القرقسانی (سده چهارم هجری / دهم میلادی) است » .

شهبازی درباره نمونه تاثیرات فرهنگ اسلامی بر تصوف یهود می نویسد :

« بسیاری از مفاهیم آن [كابالا] شكل عبری مفاهیم رایج در فلسفه و عرفان اسلامی است . در واقع اندیشه پردازان مكتب كابالا به دلیل زندگی در فضای فرهنگ اسلامی و آشنایی با زبان عربی  به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامی دست زدند و با تاویل های خود به آن روح و صبغه یهودی دادند . این كاری است كه یهودیان در شاخه های متنوع علوم و دانش انجام دادند . برای نمونه باید به مفاهیم هوخمه (حكمت) ،  كدش (قدس) ،  نفش (نفس) ، نفش مدبرت (نفس مدبره) ، نفش سیخلت (نفس عاقله) ، نفش حی (نفس حیات بخش) ، روح  و ... در كابالا اشاره كرد .

مكتب كابالا نیز به 2 بخش  حكمت نظری و حكمت علمی تقسیم می شود . در تصوف كابالا بحث های مفصلی درباره خداوند و خلقت وجود دارد كه مشابه عرفان اسلامی است به ویژه در تاکید فراوان آن بر مفهوم نور و مراحل تجلی آن .

این استاد تاریخ در انتهای بحث خود می افزاید : « آنچه از زاویه تحلیل سیاسی حائز اهمیت است ،  شیطان شناسی  و  پیام مسیحایی این مكتب است و دقیقاً این مفاهیم است كه كابالا را به عنوان یك ایدئولوژی سیاسی معنادار می كند » .

 

مناسك جنسی در فرقه كابالا

 

مساله دیگر در فرقه كابالا ،  مناسك جنسی این فرقه است كه از نیمه سده هجدهم و براساس آموزه های فردی به نام یعقوب بن یهودا لیب ظهور کرد كه با نام یاكوب فرانك (1719 ـ 1726) شهرت دارد.

یاكوب فرانك شاخه « فرانكیست »  فرقه كابالا را بر بنیاد میراث شاخه های متعلق به « شابتای زوی »  و « ناتان غزه ای » بنا نهاد . وی كه به یك خانواده ثروتمند تاجر و پیمانكار یهودی ساكن اكراین تعلق داشت و همسرش نیز از یك خانواده ثروتمند تاجر بود ، در جوانب به طریقت كابالا جذب شد.فرانک كتاب « ظُهَر » ((Zohare) كتابی كه موسی بن شم تاولئونی در سال های 1280 و 1286 میلادی نوشت و با تدوین این كتاب ، تصوف راز امیز كابالا به صورت یك نظام فكری و عملی سازمان یافته و منسجم درآمد ) را خواند و به عضویت شاخه شابتای زوی درآمد . در دسامبر 1755 فرانك از سوی سران فرقه دونمه برای تصدی ریاست این فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهی زادگاه خود شد . فرانك در راس فرقه شابتای قرار گرفت ولی كمی بعد در ژانویه 1756 كارش به رسوایی كشید . زمانی كه فرانك و پیروانش در یك خانه در بسته مشغول اجرای مناسك جنسی فرقه شابتای بودند ، به علت باز شدن تصادفی پنجره ها ، مردم مطلع شدند و ... .

یكی از مواردی كه توانسته از كابالا به شیطان پرستی راه یابد نماد، پنتاگرام یا ستاره پنج پر است. این نماد مانند ابزاری برای جادوگران كابالیست مورد استفاده قرار می گرفته است .

گفتنی است، بخش عمده ای از بازیگران و خوانندگان فحشا در جهان همچون  « مدونا كابالیست »  هستند. مدونا در سال 2005 بطور رسمی عضویتش را در گروه های كابالا اعلام كرد و نام یهود «استر » را بر خود نهاد.

نقطه دیگر اشتراك كابالا با شیطان پرستی دیدگاه جنسی این دوفرقه است به این معنا كه در هر دو نحله فاسد،  لذت جنسی در اولویت قرار دارد .

بنیان گذاران كابالا همان افرادی هستند كه نهضتی را با عنوان « پرستش زنان »  تشكیل دادند كه می توان به صراحت آن را یك جریان شهوت محور خطاب كرد . این گروه جریانی را پی گرفت تا رابطه جنسی نه مانند یك عمل برای تداوم نسل، بلكه در جهت هدف انسان در زندگی به آن نگاه شود .

برخی از كارشناسان بر این باورند كه كابالیست ها ذائقه جنسی مردان و زنان را در سراسر عالم دستخوش تغییر و تحول کرده اند و به سمت توحش برده اند ، مانند تغییر جنسیت  مایكل جكسون و ... .

اگرچه دیگر توضیحات مناسب این نوشتار نیست، ولی یادآوری این نكته ضروری است كه یهودیان و صهیونیست ها بشدت از سخن راندن درباره كابالا پرهیز دارند و امروز تنها یك كتاب فارسی در این خصوص موجود است.

نماد های شیطان پرستان

 

 

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذیل برخی از نمادها كه به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :

 

 

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف كنیم ، آن وقت یك ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .

 

گفتنی است برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)

درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یك بز تعبیه شده است كه اقدامی ضد مسیحی ، ‌به این معناست كه مسیحیان معتقدند كه مسیح همچون یك بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینكه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را انتخاب كرده‌اند

 

 

 

  

 

66۶: یك سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پیش تاكنون این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده می‌شد .
 

 


 صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حكایت از « وارونه شدن            مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین  است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .



نماد صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یك نماد باستانی است كه در برخی فرهنگ‌های دینی همچون كتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است .


 گفتنی است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به كار رفت ،‌ لكن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی كردند



چشمی در حال نگاه به همه جا
(All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری نیز به كار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
 این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و كنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار رفته است .

 

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .
 این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد « فمنیسم » در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است .

 

 

پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد .

                                                                                    

 

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كرده‌اند .
 
همچنین گفتنی است كه فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری باستانی استفاده می‌نمودند.

 

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یكی از راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته می‌شود كه مسیح مانند بره‌‌ای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

 

 

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد كه « هر چه تخریب كننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است .

 

چشم شیطان (Aye of satan) :  این نماد نیز به معنای چشم  شیطان و نظارت و اقتدار است و كمتر شناخته شده است . 

 

 

این نماد نیز به عنوان سمبل های شیطان پرستی در زیور آلات و ... به کار می رود.

 

 

 

سیاست اسراییل


رژیم اشغالگر قدس كه سلامت اخلاقی ،  روحی و روانی انسان‌ها را همواره به منزله تهدیدی جدی

 برای منافع ملی خود می‌بیند در اقداماتی گوناگون و پیاپی مبادرت به ساخت جریان‌های مسموم

 فرهنگی کرده است و این جریانات مسموم را به رگهای حیاتی جوامع از طریق جاذبه‌های مجازی تزریق می‌نماید.


در یك نگاه جامع ارتباط رژیم صهیونیستی و نقش آن در سازماندهی گروه های شیطان‌پرست در محورهای ذیل قابل اشاره است:


الف) این گروه‌ها به لحاظ داشتن فلسفه اولیه و بسترهای معرفتی دامنه وسیعی از ارتباط با این رژیم داشته و خواهند داشت.


ب) نحله‌های مختلف شیطانی از سوی دو سازمان مهم جاسوسی یعنی CIA و موساد سازماندهی ،‌هدایت و تغذیه می‌شوند .


ج) بودجه ، نظارت ، پشتیبانی و ... شیطان‌پرستان فعال در جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم از سوی سازمان موساد تامین شده و این سلسله اقدامات با اهداف امنیتی دنبال می‌شود.


د) رژیم صهیونیستی از اعضای گروه‌ها برای مقاصد شوم سیاسی و جاسوسی بهره می‌برد ، ‌به گونه ای كه انجام خشونت‌‌بارترین اعمال به دست این گروه‌ها واگذار می‌شود .

 

موسیقی و شیطان‌پرستی


شیطان پرستان با استفاده از موسیقی نتوانستد به نفوذ خود در اقصی نقاط جهان بیفزایند.
بیشتر این اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت گروه متالیكا تاكنون دنبال شده است

 

 

آشنایی با متالیكا


در سال 1981 یك نوازنده درام به نام " ‌لارس الریچ " با انتشار یك آگهی فراخوان تشكیل یك گروه هوی متال را اعلام و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی شد .


فعالیت این گروه‌ها مانند سایر گروه های هوی متال به صورت غیرقانونی و زیرزمینی در ظاهر و در باطن با حمایت سازمان‌های جاسوسی ایالات متحده آمریكا با شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش می‌یابد .


این گروه چند سال بعد پیشنهادهای Black metal را نیز عرضه کرد و ضمن ارائه آثار مختلف، زمینه را برای شكل‌گیری گروه های بعدی فراهم آورد .


 ارزش‌های القایی متالیكا


متالیكا در حقیقت ضدارزش‌هایی را ارائه می‌نماید كه شامل بازگشت به تاریكی (محور اصلی تفكرات شیطان‌پرستان) ، بی‌رحمی و تجاوزات جنسی ، فحاشی ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن می‌باشد .


خوانندگان این گروه بر روی صحنه و در كلیپ‌های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه‌های فاسد ، ‌ادرار ، مدفوع ، خون و مردار می زنند و از كثیف‌ترین گروه‌های موسیقی جهان به حساب می‌آیند .
متالیكا از هم‌جنس بازی نیز دفاع می‌نماید و آلبومی را در سالروز مرگ  ‌كوئین ، همجنس‌باز بنام آمریكایی منتشر كرد .


برخی آمارها حكایت از این امر دارد كه تاكنون بیش از 10 میلیون و 200 هزار كپی از آلبوم های این گروه موسیقی شیطانی به فروش رسیده است .

 

2. دلایل استفاده از موسیقی


الف . جاذبه های مجازی و حاشیه‌ای موسیقی متالیكا مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران پسران .


ب. ارزان بودن و قابلیت دسترسی موسیقی با توجه به ارتقای ‌تجهیزات فنی تكثیر و توزیع .


ج . كاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق نفوذ به خانواده‌ها ،شركت‌ها ،‌اتومبیل‌های شخصی ،رایانه‌های شخصی و در نهایت گوشی‌های تلفن همراه .


3. روند و روال


روند و روالی كه موسیقی متالیكا در گسترش مقوله شیطان‌پرستی تاكنون طی كرده است بسیار قابل توجه می‌باشند .


ظهور یك خواننده جدید دقیقا به مثابه یك شیطان جدید همواره جمع تازه‌‌ای از علایق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهای جهان را (علی‌الخصوص جوانان) به خود جلب می‌كند.


نقش موسیقی متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبین شیطان‌گرایی می باشد . از سوی دیگر با گذشت زمان خوانندگان متالیكا همه روزه بیشتر تمایلات شیطانی خود را آشكار می‌نمایند و بدین‌سان می‌توان آنها را تنها عامل تبلیغ شیطان‌گرایی معرفی كرد .


4. مرلین منسون


استفاده از موسیقی و به تبع آن ظهور خوانندگان جدید همانند شیاطین نو ،ظرفیت‌های جدیدی را در اختیار شیطان‌پرستان قرار داد .  برایان هاگ وارنر  نام اصلی فردی است كه امروز به مرلین منسون یا به اختصار (MM) شهرت یافته است .
او اكنون علاوه بر هواداران چندین هزار نفری در اقصی نقاط جهان به عنوان شیطان بزرگ شناخته شده و مورد پرستش قرار می‌گیرد، مانند سایر افرادی كه از چهره‌های شاخص شیطان‌پرستی به شمار می‌آیند، وی دوران كودكی توام با سختی‌های فراوان مانند فقر و تنگدستی را سپری كرده‌است .


برایان وارنر یا (MM) تاكنون توانسته است نقش یك منجی را برای شیطان‌پرستان ایفا كند و این افراد را از بن‌بست عزلت خارج كرده و دوباره به عرصه فعالیت‌های اجتماعی وارد کند.


مرلین منسون نیز مانند سایر چهره‌های شناخته شده شیطانیسم چندین مرحله در طول عمرش یعنی در 38 سال گذشته ، برای مدت چند ماه یا چند هفته از نظر‌ها دور شد و پس از طی زمان موردنظر با ارائه یك كنسرت بزرگ و یا در چهره‌ای جدید و البته سخیف‌تر از گذشته ظاهر می‌شود .
شیطان‌پرستان ادعا می‌كنند كه در این مدت به ملاقات شیطان و یا شیاطین می‌روند و دستوراتی را دریافت می‌كنند.


طبق اطلاعات موجود زمانی كه این افراد " غیب " می‌شوند ، جلساتی را با برخی مقامات بلندپایه امنیتی آمریكا و رژیم صهیونیستی برگزار می‌کنند و خواسته‌هایشان را مبنی بر حمایت‌های مالی ، حقوقی و ... بیان و از حمایت ایشان برخوردار می‌شوند .




طبقه بندی: متنوع،