تبلیغات
وبلاگ شهید مهدیقلی ناصری
اهمیت ازدواج از دیدگاه قرآن و احادیث در چیست؟

سوال  :  اهمیت ازدواج از دیدگاه قرآن و احادیث در چیست؟

پاسخ:
 مقدمه:   قرآن كریم كه چراغ فروزان هدایت انسان است، نسخه

شفابخش همه آلام بشری و داروی مؤثر تمامی دردها و تأمین كننده

همه نیازهای مادی و معنوی آدمیان است؛ كتاب مبینی است كه خود روشن
 
و نیز روشنگر دیگران است، و ناب ترین آیین عبادی و اخلاقی و

عالی ترین قانون اقتصاد و سیاست و عادلانه ترین حقوق فردی و

اجتماعی را ارائه كرده است و در ازدواج، این امر بس حساس

 بشری نیز انسان را رها نكرده و با ریزبینی تمام،

 به زیر و بم برنامه نگریسته و . . .




http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=42724



سوال  :  اهمیت ازدواج از دیدگاه قرآن و احادیث در چیست؟

پاسخ:

  مقدمه:
   قرآن كریم كه چراغ فروزان هدایت انسان است، نسخه شفابخش همه آلام بشری و داروی مؤثر

تمامی دردها و تأمین كننده همه نیازهای مادی و معنوی آدمیان است؛ كتاب مبینی است كه خود روشن و

نیز روشنگر دیگران است، و ناب ترین آیین عبادی و اخلاقی و عالی ترین قانون اقتصاد و سیاست و عادلانه

ترین حقوق فردی و اجتماعی را ارائه كرده است و در ازدواج، این امر بس حساس بشری نیز انسان را رها

نكرده و با ریزبینی تمام، به زیر و بم برنامه نگریسته و بهترین برنامه زناشویی را از آغاز تا انجام آن تشریع و

تشریح نموده است. اینك پیش از پرداختن به اصل موضوع به¬جاست، معنای ازدواج و تعریف آن روشن شود

تا محور این پژوهش به خوبی آشكار گردد. تعریف ازدواج 1. معنای لغوی واژه «ازدواج» عربی است، ولی در

فرهنگ عرب كاربرد چندانی در امور زناشویی ندارد و آنچه در این زمینه در قرآن و زبان عرب، كاربرد بیشتری

دارد، واژه های «نكاح» و «زواج» است. «زوج» مصدر، و «زواج» اسم مصدر است، و افعال كاربردی آن عبارت

اند از: زوّج و تزوّج. «نكاح» مصدر است و مشتقات كاربردی آن عبارت اند از: نكح، انكح، تناكح و استنكح. نكاح

در اصل به معنای جفت شدن، و به هم رسیدن است؛ چنان كه وقتی شاخه درختان به هم برسند و تو در

توی شوند، می گویند: «تناكح الاشجار» و هنگامی كه آب باران به زمین برسد و با آن مخلوط شود، می

گویند: «نكح المطر الارض». «تزوّج» به معنای جفت و قرین یكدیگر شدن است، و «تزویج» و «زَوَاج» به معنای

جفت كردن و زوج دادن است؛ چنان كه گفته می شود: «زَوَّجتُ فلانا اِمرأةً فتزوّجها.» پس می توان گفت: كه

نكاح و زواج مرادف یكدیگرند. اما اینكه حقیقت نكاح چیست و آیا نكاح عبارت است از عقد و پیمان زناشویی،

یا آمیزش و التذاذ، ارباب لغت آرای گوناگونی دارند. جوهری می نویسد: «نكاح یعنی وطی»، ابن فارس می

گوید: «نكاح یعنی عقد»، و فیومی می نویسد: «معنای حقیقی نكاح نه عقد است و نه وطی؛ زیرا در به¬كار

بردن واژه نكاح در هر دو، نیازمند به قرینه است؛ بنابراین، حقیقت نكاح، عبارت است از: اختلاط و انضمام با

یكدیگر». از ملاحظه كاربرد این واژه در روایات چون: «نَكَحَ امرأته و هو صائمُ فی رمضان»، «الناكح نفسه (خود

ارضایی)»، «النكاح فی الدبر»، «نكاح البهائم.» و گونه های مشابه، به خوبی روشن می شود كه به خود

اختلاط و آمیزش، نكاح گفته می شده؛ سپس این واژه در مقدمات آن از قبیل عقد و پیمان زناشویی به كار

رفته است. 2. تعریف حقوقی حقوق¬دانان دو نوع تعریف برای نكاح ارائه كرده اند: اول: نكاح عبارت است از:

رابطه حقوقی ـ عاطفی، كه به وسیله عقد بین زن و مرد حاصل می گردد و به آن ها حق می دهد كه با

یكدیگر زندگی كنند و مظهر بارز این رابطه، حق تمتع جنسی است. دوم: نكاح رابطه ای است بین زن و

شوهر برای تشكیل خانواده. تعریف دوم تنها ازدواج دایم را مدّ نظر دارد و چهره اسلامی ندارد و با فرهنگ

قرآن سازگار نمی باشد؛ زیرا قرآن كریم تعبیر به ازدواج دارد كه با اطلاقش ازدواج دایم و موقت را شامل می

شود؛ از این رو، تعریف اول مد نظر ماست. اهمیت ازدواج وقوف بر جایگاه بلند ازدواج در گرو شناخت چند

اصل اساسی است: 1. در وجود انسان و آفرینش او غریزه جنسی نیرومندی نهاده شده، كه خود به تنهایی

با دیگر غرایز برابری می كند. این نیرومندی را می توان از سخن نبوی(صلی الله علیه و آله) به دست آورد كه

می فرماید: «من تزوّج فقد اَحرَزَ نصفَ دینهِ» كسی كه همسر اختیار كند، نیمی از دین خود را حفظ كرده

است. 2. در شرع مقدس اسلام میان تشریع و تكوین هماهنگی برقرار است و هیچ گاه اجازه سركوب غریزه

جنسی را نمی دهد، و گرنه تشریعش بر خلاف آفرینش و تكوینش خواهد بود؛ از این رو پیامبر(صلی الله علیه

و آله) ضمن نكوهش عُزُوبَت (تنهایی) می فرماید: «ركعتان یصلیهما متزوج افضل من رجل عزب یقوم لیله و

یصوم نهاره» دو ركعت نمازی كه مرد متأهل به جای می آورد، بر این كه مرد غیرمتأهل شب ها نماز بخواند و

روزها روزه بگیرد، برتری دارد. تحقیقات علمی نیز نشان داده است، كه با سركوب غریزه جنسی، تلاش و

حركت از انسان گرفته می شود؛ حتی نبوغ و امكان ابداع از میان می رود؛ از این رو، در میان افراد خواجه،

مسیری نادرست به كار گیرد؛ از این رو طرفین در ازدواج را، یكی به منزله پاشنده بذر، و دیگری (زن) را به

منزله زمین كشت آن لقب داد، و فرمود: «نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ» زنان شما، كشتزار شما هستند. البته این

بدان معنا نیست كه تكوّن فرزند از یك طرف و طرف دیگر بسان ظرف نگهداری آن است؛ بلكه بدین معناست

كه همان گونه كه جامعه انسانی برای حفظ بقای خود به مزرعه، زراعت و مواد غذایی نیاز دارد و بدون آن

نمی تواند دوام داشته باشد، بدون وجود زن نیز حفظ جامعه انسانی و بقای نسل او ممكن نخواهد بود. 4.

بایستن سه اصل بالا حكم می كند كه برای بهره بری از غریزه جنسی، مرزبندی هایی در دو سری آن به

وجود آید، و قانون ازدواج تشریع شود، لذا فرمود: «فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ» پس آنچه از زنان،

دلخواهتان است، به زنی بگیرید. قید «طاب» بیانگر اهتمام به نسل بشری است كه مبادا نسلی نابهنجار از

مادرانی آلوده به جامعه سالم راه پیدا كنند؛ یعنی پیش از ازدواج می بایست به فكر تربیت بود. با توجه به این

اصول، به این نتیجه می رسیم كه ازدواج همان بهره برداری درست از پدیده غریزه جنسی است كه خالق

حكیم در وجود انسان قرار داده است و انسان می باید در حد تعادل از آن استفاده كند تا ضمن هماهنگی

تشریع با تكوین، زمینه دوام و بقای نسل بشری را فراهم آورد. به دیگر سخن، ازدواج و تأثیر آن بر جامعه، به

منزله آب و غذا و حیات بخشی آن ها در بدن انسان است كه نبود آن در اندك زمانی انسان را به نابودی می

كشاند. :

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=42724





طبقه بندی: مذهبی-فرهنگی،